تبلیغات
وبلاگ گروهی دانشجویان مامایی دانشگاه تهران ورودی 89
 
وبلاگ گروهی دانشجویان مامایی دانشگاه تهران ورودی 89
صلوات در زیارت عاشورا

اللهُمَّ اجْعَلْنی فی مَقامِی هذا مِمَّن تَنالُهُ مِنْكَ صَلَواتٌ وَرَحْمَةٌ وَمَغْفِرَةٌ.
اللهُمَّ اجْعَلْ مَحْیایَ مَحْیا مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد ، وَمَماتی مَماتَ مُحَمَّد وَآل مُحَمَّد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
الف)فی مقامی هذا( خدایا در این مقام):
یعنی مقامی که مصیبت سنگین عاشورا را در وجودم احساس کنم؛ در مقام عشق و ارادت، به ساحت آن حضرت و بیزار از دشمنان او.

ب) این مقام، آدمی را شایسته صلوات و رحمت و مغفرت الهی می کند.

ج) با این جمله، والاترین نعمت ها را از حضرت حق درخواست می کنیم: زندگی و مرگمان شبیه زندگانی و مرگ پیامبر صلوات الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام باشد. یعنی از زندگی وهمی و خیالی، بیرون آمده و زندگی واقعی که شایسته درود و صلوات تو را داشته باشیم دریابیم.(1)

پس درود و صلوات بر پیامبر و اهل بیت ایشان از مشترکات بین پیامبر و اهل بیت است و ما هم با استفاده از این شعار اسلامی به وحدت بیشتر و اعتلای بیشتر اسلام و جهان اسلام کوشیده و سعی کنیم آن را زنده نگه داریم تا مورد رحمت و لطف روز افزون خداوند متعال و پیامبر اکرم و اهل بیت ایشان قرار گیریم.

1) حسینعلی مصداقیان، شرحی بر زیارت عاشورا، ص114-115



نوع مطلب :
برچسب ها : صلوات در زیارت عاشورا، آبات خدایی،
آیا میدانید قرآنی :
آیا میدانید بهترین نوشیدنی که در قرآن مجید ذکر شده ( شیر ) می باشد.
آیا میدانید بهترین خوردنی که در قرآن ذکر شده ( عسل ) می باشد.
آیا میدانید کمترین حرفی که در قرآن بکار رفته حرف ( ظاء) می باشد.
آیا میدانید تعداد کلمات سوره تکویر برابر با تعداد سوره های قران است.
آیا میدانید سوره حمد دوبار بر پیامبر نازل شده یکبار در مکه و یکبار در مدینه.
آیا میدانید حضرت سلیمان نخستین شخصی بود که بسم الله الرحمن الرحیم نوشت.



نوع مطلب :
برچسب ها :
یَأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنظرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَت لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرُ بِمَا تَعْمَلُونَ
وَ لا تَكُونُوا كالَّذِینَ نَسوا اللَّهَ فَأَنساهُمْ أَنفُسهُمْ أُولَئك هُمُ الْفَسِقُونَ(18 و 19 حشر)

اى كسانى كه ایمان آورده اید! از مخالفت خدا بپرهیزید، و هر انسانى باید بنگرد تا چه چیز را براى فردایش از پیش فرستاده ، و از خدا بپرهیزید كه خداوند از آنچه انجام مى دهید آگاه است . و همچون كسانى كه خدا را فراموش كردند و خدا نیز آنها را به خود فراموشى گرفتار كرد نباشید، و آنها فاسق و گنهكارند.



نوع مطلب :
برچسب ها :
ﻓﺮﻫﺎﺩ ﻭ ﻫﻮﺷﻨﮓ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺑﻴﻤﺎﺭ ﻳﮏ ﺁﺳﺎﻳﺸﮕﺎﻩ ﺭﻭﺍﻧﻰ ﺑﻮﺩﻧﺪ.

ﻳﮑﺮﻭﺯ ﻫﻤﻴﻨﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﻗﺪﻡ ﻣﻰ ﺯﺩﻧﺪ

ﻓﺮﻫﺎﺩ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﺴﻤﺖ ﻋﻤﻴﻖ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺯﻳﺮ ﺁﺏ ﻓﺮﻭ ﺭﻓﺖ.

ﻫﻮﺷﻨﮓ ﻓﻮﺭﺍً ﺑﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﭘﺮﻳﺪ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﻒ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﻫﺎﺩ ﺭﺳﺎﻧﺪ . . .

ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﮐﺸﻴﺪ. ﻭﻗﺘﻰ ﺩﮐﺘﺮ ﺁﺳﺎﻳﺸﮕﺎﻩ ﺍﺯ ﺍﻳﻦﺍﻗﺪﺍﻡ ﻗﻬﺮﻣﺎﻧﺎﻧﻪ ﻫﻮﺷﻨﮓ ﺁﮔﺎﻩ ﺷﺪ،

ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﺳﺎﻳﺸﮕﺎﻩ ﻣﺮﺧﺺ ﮐﻨﺪ.

ﻫﻮﺷﻨﮓ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﺯﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﻳﮏ ﺧﺒﺮ ﺧﻮﺏ ﻭ ﻳﮏ ﺧﺒﺮ ﺑﺪ ﺑﺮﺍﻳﺖ ﺩﺍﺭﻡ.

ﺧﺒﺮ ﺧﻮﺏ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻰ ﺗﻮﺍﻧﻰ ﺍﺯ ﺁﺳﺎﻳﺸﮕﺎﻩ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺑﺮﻭﻯ،

ﺯﻳﺮﺍ ﺑﺎ ﭘﺮﻳﺪﻥ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﻭ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺍﺩﻥ ﺟﺎﻥ ﻳﮏ ﺑﻴﻤﺎﺭ ﺩﻳﮕﺮ،

ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﻋﻘﻼﻧﻰ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﻭﺍﮐﻨﺶ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻥﺑﻪ ﺑﺤﺮﺍﻧﻬﺎﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻯ

ﻭ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺭﺳﻴﺪم ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﻋﻤﻞ ﺗﻮ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﺩﺭ ﺗﻮﺳﺖ .

ﺍﻣﺎ ﺧﺒﺮ ﺑﺪﺍﻳﻦ ﮐﻪ ﺑﻴﻤﺎﺭﻯ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻏﺮﻕ ﺷﺪﻥ ﻧﺠﺎﺗﺶ ﺩﺍﺩﻯ

ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﮐﻤﺮ ﺑﻨﺪﺵ ﺩﺍﺭ ﺯﺩﻩ ﺍﺳﺖ

ﻭ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﻭﻗﺘﻰ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺧﺒﺮ ﺷﺪﻳﻢ ﺍﻭ ﻣﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ .

ﻫﻮﺷﻨﮓ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﻗﺖ ﺑﻪ ﺻﺤﺒﺘﻬﺎﻯ ﺩﮐﺘﺮ ﮔﻮﺵ ﻣﻰ ﮐﺮﺩ ﮔﻔﺖ :

نمرده من اویزونش كردم خشك بشه ... :)):)):))



نوع مطلب : جالبیات، 
برچسب ها :
دختر بچه پولهایش را برداشت و رفت مغازه ی سر کوچه آقا معجزه داری؟
معجزه می خوای واسه چی عزیزم؟!
یه چیز بدی هر روز داره توی سر داداش کوچولوم گنده تر
می شه !
بابام می گه فقط معجزه می تونه نجاتش بده ، منم همه
پول هام رو آوردم تا اونو براش بخرم
عزیزم ببخش که نمی تونم کمکت کنم ، ما اینجا معجزه
نمی فروشیم.
چشم های دخترک پر از اشک شد و گفت :
ولی اون داره می میره ، تورو خدا یه معجزه بهم بدید :(
ناگهان دستی موهای دختر کوچولو رو نوازش کرد و
صدائی گفت :
ببینم چقدر پول داری؟
پول ها رو شمرد و گفت :
خدایمن عالیه ، درست به اندازه خرید معجزه برای
داداش کوچولوت !
بعد هم گرم و صمیمی دست دختر رو گرفت و گفت منو
ببر خونه تون تا ببینم میتونم واسه داداشت معجزه تهیه
کنم؟ !
اون مرد فوق تخصص جراحی مغز بود
دو روز بعد عمل بدون پرداخت هیچ هزینه اضافه ای انجام
شد.
هزینه عمل مقداری پول خرد بود و ایمان یک کودک .
مدتی بعد هم پسرک صحیح و سالم به خانه برگشت.
دکتر ارنست گروپ رئیس سابق بیمارستان هانوفر المان ....
چندی پیش این خاطره رو در یک کنفرانس علمی مطرح کرد ....

و اون مرد جراح کسی نبود جز

....... پروفسور مجید سمیعی........



نوع مطلب : شگفتی های علمی، 
برچسب ها :
روزی، مردی ایرانی در زندگی خویش به پوچی رسید، لذا تصمیم به خودکشی گرفت.

بالای صخره ای نوک تیز ایستاد و دور گردن خود طناب بزرگی بست.
سمت دیگر طناب را به تخته سنگی بزرگ گره زد. 
مقداری سم نوشید و لباس خود را به آتش کشید.
بلافاصله به سمت پایین پرید و در همان لحظه با هفت تیر به سوی خود شلیک کرد. 

گلوله به خطا رفت و طناب بالای سرش را برید. او که از خطر حلق آویز شدن جان سالم به در برده بود، به داخل آب سقوط کرد. 

آب شعله های آتش را خاموش کرد و استفراغ سم را از بدنش خارج ساخت. 

توسط یک ماهیگیری از آب خارج و به بیمارستان منتقل شد ولی متاسفانه به دلیل کمبود امکانات لازم در بیمارستان جان باخت ...



نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
مجری :تو خجالت نمیکشی معدلت 15 شده؟

پسرعمه: نه!

مجری: میدونی بچه ی آقای اکبری بیست شده؟

پسرعمه: میدونی آقای اکبری واس بچه ش پلی استیشن خریده؟

مجری: چه ربطی داره!؟

پسرعمه: هروقت شما عین آقای اکبری شدی منم عین بچه ش میشم!

مجری: خب من اونقدر پول ندارم!

پسرعمه: منم اونقدر مخ ندارم!

مجری: ینی من اگه واس تو پلی استیشن بخرم درس میخونی!؟

پسرعمه: آدم وقتی پلی استیشن داره مگه خله بشینه درس بخونه!؟

مجری: بچه ی آقای اکبری که هم پلی استیشن داره هم درس میخونه!

پسرعمه: آها...حالا فهمیدی این بچه خله!؟ پس انقدر سرکوفتشو به من نزن!



نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
نتیجه نظرسنجی
نظرتون در مورد ترم آخر چیه ؟

آخیش ....
18.18 درصد
(6 رای)
دلم برای دانشکده تنگ میشه
15.15 درصد
(5 رای)
دلم برای درس و کارآموزی تنگ میشه
0 درصد
(0 رای)
دلم برای همکلاسی هام و دوستام تنگ میشه
15.15 درصد
(5 رای)
هر چه زودتر مدرکم رو بگیرم و آزادی
21.21 درصد
(7 رای)
از الان دلم برای همه چیز تنگ میشه
30.3 درصد
(10 رای)
شرکت کنندگان 33 نفر




نوع مطلب : اخبار خودمونی، 
برچسب ها :
چهارشنبه 21 خرداد 1393 ::
به نظرتون یه پیج عمومی هم برای خودمون درست کنم ??
چه جوری باشه ، چقدر عمومی باشه ....
تویه وبلاگ یا از هر طریق میتونین بهم خبر بدین ، دوستان گلم




نوع مطلب : دست نوشته های نویسنده ها، اخبار خودمونی، 
برچسب ها :
امروز
ما
دوره 27 
دانشکده مامایی
یه کلاس 27 نفره!
4 سال کنار هم بودن، 4 سال با هم زندگی کردن، 4 سال کنار هم رشد کردن و ماما شدن، مثل برق گذشت حالا که بر میگردم و 4 سالی رو که گذشته رو نگاه می کنم میبینم که خیلی بهمون سخت گذشت ولی خیلی زود گذشت و امروز جشن فارغ التحصیلیه ماست، امروز روزیه که اون لباس شنل مانند رو با اون کلاه های معروف رو میپوشیم و سوگند می خوریم که ماما باشم و تعهد میدیم برای انسانیت.
دوستای عزیزم، دوره 27 مامایی دانشگاه تهران فارغ التحصیلیتون مبارک :)




نوع مطلب : اخبار خودمونی، 
برچسب ها :


( کل صفحات : 71 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


وبلاگ گروهی دانشجویان مامایی دوره 27دانشگاه تهران دانشكده مامایی
(این بلاگ تنها با بلاگ هایی تبادل لینک می کند که بلاگ گروهی دانشجویی باشند . )

مدیر وبلاگ :
پیوندها
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

سلام *به وبلاگ دانشجویان مامایی 27 تهران خوش آمدید * yahoo ID:midwifery27tums*دانشجویان مامایی سراسر کشور می توانند برای نشریه مامایی صدف مطلب ارسال کنند ،برای کسب اطلاعات بیشتر به صفحات جانبی مربوطه مراجعه کنید * وبلاگ ما وبلاگ دانشجویی است و با تمامی بلاگ های دانشجویی که موازین اخلاقی را رعایت کنند ،تبادل لینک می کنیم * از توجه شما سپاس گزاریم*

خدمات وبلاگ نویسان جوان



اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

كد تقویم

.